• وبلاگ : آن سوي هيچ ،فراسوي مرزهاي تنم
  • يادداشت : خدانگهدار آخرت....
  • نظرات : 0 خصوصي ، 23 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     

    چقدرخدانگهدار آخرت آشنا بود

    و چقدر اين كلامت براي دل من آشنا بود ...

    خيلي زيبا گفتي ...

    پاسخ

    سلام بانو!اما کاش آشنا نبود واسه تو(اونجوري شايد بهتر بود)اما ظاهرا غم چسب دو قلوييه که دل ما آدما رو به هم ميچسبونه تا که آشناشون کنه با هم............شايد!الان باران ميبارد و ما تا فرصت سلامي ديگر خانه نشين مي شويم!(چه ربطي داشت؟)
    + انيگما 

    ببين خداييش شعره كه باحاله ...

    حالا شايد اصلا منشا باحالي نداشته باشه ....

    بعدشم خداحافظ و خدانگهدار چه فرقي باهم ميكنن ؟؟؟

    اما يه مطلب دوستانه براي موناي عزيز كه هيچ وقت دلم نميخواست و دلم نميخواد خاطر كريستاليش ، آزرده بشه ....

    اونم اينه كه هيچ وقت فراموش نكنيم : مردا ( حتي نامردا ) فقط قرمه سبزي دوست ندارن ، پس اگر يه كسي رو ميخواي واسه فقط خودت ، هر روزت بايد با روز قبلي فرق كني ...

    اميدوارم منظورمو رسونده باشم

    پاسخ

    سلام انيگما!خيلي فرق داره خداحافظ و خدانگهدار!فرقشونم تو تفاوتشونه !(درک کن که من الان بايد کم نيارم)گفتي خاطر کريستالي ياد کريستال (که تا حالا هم نديدم )افتادم!راستي کريستالو چه جوري مصرف ميکنن؟(کشيدنيه؟)بعدشم اين که من واسه دل خودم زندگي ميکنم !اين حرفت درست که مروزم با روز پيشم يه جور نباشه!اما نه واسه خاطر نگه داشتن کسي!کسي اگه منو دوست داشته باشه حتا يکنواختيمو هم بايد دوست داشته باشه!چون جزيي از مونا بودنمه!و اين که به خدا شما مردا همتون فقط همون قرمه سبزي واستون مطرحه! اگه بگيد نه،معنيش اينه که با ذات خودتون هنوز کنار نيومديد....

    گلايه هاي دلم به بار مي نشيند ....

    اين خيلي عاليه ....

    اين صحنه آخر كه نرگسها در دست فروشنده چه ميكنند و خيابان خسته و كوچه تب دار و .... نور ماشين ....

    صحنه مرگ برادر برادپيت فيلم افسانه هاي پاييزي ... و ايستادن زن برادرش كه بعدا باهاش ازدواج كرد ...

    و اين جمله آخر : چقدر خداحافظ آخرت آشنا بود ...

    يه حس بدي بهم دست داد ....

    چرا فكر ميكنن كه همه پسرا نامردن ....

    در مجموع : خيلي باحال بود ....

    پاسخ

    سلام انيگما!اولا که خداحافظ نيست اونجا !خدانگهدار!دوما که کجاش با حاله؟دارم دغ ميکنم ميگه با حال بود!

    با سلام ....
    انيگما بروز شده ....
    تشريف بيارين ....

    درضمن دوباره ميام ميخونمش ....

    پاسخ

    بله انيگما !بنده اي ميلي خبر دار ميشم از به روز شدنت

    سلام

    نميدونم تازگيها چرا تو شعرات اين همه

    غم هست.

    اميدوارم فقط شعرات اينجوري باشن و خدت همچنان شاد و سر حال باشي

    پاسخ

    سلام نيما جان!آخه به قول خودش:کي شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد؟!!!!!!!!!والا!

    با سلام

    وبلاگ خوبي داري اميدوارم موفق باشي

    پاسخ

    سلام !فصل سکوت همين زمستون خئدمونه ، ديگه؟!
    + هاني 
    شعرات روز به روز تاثير گذار تر ميشه عالي
    پاسخ

    سلام هاني هو!تو که مياي حال و هواي ساختمن شهرداري مياد...اما کاش تاثير گذار تر نميشد(يعني نشه)نميدونم يه همچين چيزايي ...ميدوني که چي ميگم؟!

    از اين دريچه عبور كن...

    اگر به واقع در امتداد گامهاي اوست...

    بگذار ورقي بخورد دفتر روزهاي عمر.....

    خودت گفتي!...آواز ماندنت هميشگيست و همين خوب است !!!

    آواز را از بر كن و قدم بردار...

    نگران رقص گلهاي روسريت نباش!....

    رها كن تا رها شوي!.........

    ......

    زيبا گفتي.....

    پاسخ

    سلام سپيده عزيز! اما واسه رها شن گاهي لازمه که در بند باشي!مثل من!مثل مونا!و مثل هيچ کس...
     <      1   2