آري
من آنچه را وظيفه داشتم
و حواله ام بودانجام دادم
و آن يك تكان بود و يك چرخش كه تو ...................
ومن هاتفم و وظيفه ام ندا دادن و مژده دادن است
و من هاتف مولايم
و نداي مولا را ميدهم
و حالا بايد به دنبال سرنوشت بروم
و ديگر هيچ من دانم مولايم .........
و ديگر هيچ
يا علي
هاتف علي