• وبلاگ : آن سوي هيچ ،فراسوي مرزهاي تنم
  • يادداشت : خدانگهدار آخرت....
  • نظرات : 0 خصوصي ، 23 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    در اين شعر: اعتماد به نفس زيادي داري. مغرور و محكم، انگار يه چيز جديد يا يه كشف كه منبع نيروست، پيدا كردي. من اسم اين حالت رو مي ذارم خردمندي. يه جور خردمندي كه از مطالعه و تئوري حاصل نشده. بلكه از خود زندگي اومده. مثل قديمي ها كه حيات رو مي شناختن. مرگ رو مي شناختن. عشق و نفرت و دوستي و دشمني رو مي شناختن و تمام اين شناخت ها و آگاهي ها رو از خود زندگي به دست آورده بودن. خودت ببين سطر آخرت چقدر عاليه: چقدرخدانگهدار آخرت آشنا بود

    هميشه سعي كن شعرت با همچين سطرها و مصرع هاي محكمي تموم بشه.

    من با كمال ميل با تبادل لينك موافقم. به اميرحسين مي گم. اون مهندسه اين جور كارهاست.

    پاسخ

    سلام حسن!وقتي ميبينم هنوز آدمايي پيدا ميشن مثل تو که وقت بزارن و به اين خوبي نقد کنن ، چند خط ساده (که حرفاي دل يه دختره )دلم گرم ميشه!و چيزي که بايد بگم اينه که من اين مدت تمام تلاشم کردم تا تمام دانسته هامو(تئوري)از خودم پاک کنم،و هميشه دلم ميخواد درست مثل يک انسان بدوي باشم!تا دنيا رو درک کنم و بفهمم نه اين که بدونمش!اما گفتي که سعي کنم شعرمو اينجوري محکم تمومش کنم،اين يه کار غير ممکنه !چون سعي در گفتن شعر هيچ نقشي نداره!هميشه يه سري اتفاقات بايد پيش بياد ،چه در شعر و چه در زندگي شعرگونه!و همين اتفاق باعث اتفاقهاي جديدي ميشن!اتفاقي از سر اتفاق مرا ميخواند ،که شعر من است!