• وبلاگ : آن سوي هيچ ،فراسوي مرزهاي تنم
  • يادداشت : خدانگهدار آخرت....
  • نظرات : 0 خصوصي ، 23 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    گلايه هاي دلم به بار مي نشيند ....

    اين خيلي عاليه ....

    اين صحنه آخر كه نرگسها در دست فروشنده چه ميكنند و خيابان خسته و كوچه تب دار و .... نور ماشين ....

    صحنه مرگ برادر برادپيت فيلم افسانه هاي پاييزي ... و ايستادن زن برادرش كه بعدا باهاش ازدواج كرد ...

    و اين جمله آخر : چقدر خداحافظ آخرت آشنا بود ...

    يه حس بدي بهم دست داد ....

    چرا فكر ميكنن كه همه پسرا نامردن ....

    در مجموع : خيلي باحال بود ....

    پاسخ

    سلام انيگما!اولا که خداحافظ نيست اونجا !خدانگهدار!دوما که کجاش با حاله؟دارم دغ ميکنم ميگه با حال بود!